جمال الدين محمد الخوانساري
13
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ورو بگردانند باين اعتبار باشد كه مشغولى بآن أمور بازى باشد وايشان لهو وبازى نكنند . 3730 ان تكلّموا ذكروا وان سكتوا تفكّروا . اگر سخن گويند ياد كنند يعنى ياد خدا وذكر أو كنند ، وممكن است كه « ذكروا » بتشديد كاف خوانده شود ومعنى اين باشد كه اگر سخن گويند بياد آورند يعنى بياد مردم آورند آنچه را بايد بياد ايشان آورد از مواعظ ونصايح ، واگر خاموش گردند فكر كنند در آنچه بايد فكر در آن كرد وبهرزه خاموش نباشند واين آخر مدحي است كه نقل شده . وفرموده آن حضرت عليه السلام در باره كسى كه مذمت كرده آن حضرت أو را . 3731 ان سقم « 1 » فهو نادم على ترك العمل وان صحّ امن مغترّا فاخّر العمل . اگر بيمار شود پس أو پشيمان است بر ترك عمل يعنى بر آنچه نكرده از اعمال خير ، واگر به شود از كوفت أيمن گردد فريب خورنده پس تأخير كند وپس اندازد عمل را . ان دعى إلى حرث الدّنيا عمل وان دعى إلى حرث الآخرة كسل . اگر خوانده شود بحرث دنيا يعنى زراعت آن يا كسب آن كار ميكند ، واگر خوانده شود بحرث آخرت سنگينى ميكند وسستى مىنمايد .
--> ( 1 ) شارح ( ره ) بالاى « سقم » علامت « معا » نهاده تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بدو وجه جايز است يعنى اين كلمه را هم بضم قاف وهم بكسر قاف مىتوان خواند .